چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

با عرض سلام وتبریک ترم جدید

چند وقت پیش  شایعه هایی از در مورد شروع کلاس ها در 23 شهریور شنید بودیم و لی انگار دیگه جدی  ماجرا  همکلاسی های محترم  اگر خبر موثق وفطعی در مورد  شروع کلاس ها دارین  در اختیار همکلاسی هاتون بزارین و بی زحمت با هماهنگی بریم سر کلاس یکی بود و نبود نباشه  از گروه ها و رشته های دیگه هم اگر خبر ی دارین   مارو باخبر کنید

روانشناسی رنگ ها

 

 دانشمندانآمریکایی و آلمانی دریافته‌اند که رنگ قرمز می‌تواند بر چگونگی عملکردافراد تاثیرداشته باشد و مانع نهایت تلاشافراد در آزمون‌ها شود. به گزارش خبرگزاری یونایتدپرساز روچستر، محققان دانشگاه روچستر و دانشگاه مونیخ با بررسی تاثیررنگ قرمز برعملکرد ذهنی دریافتند که اگرافراد قبل از آزمون حتی ذره‌ای رنگ قرمز ببینند ،عملکردآنها به اندازه چشمگیری تحت تاثیر قرار خواهدگرفت.

پروفسور اندروالیوتروانشناس در دانشگاه روچستر که ریاست محققان را در این مطالعه بر عهدهداشتگفت، پژوهشگران دریافتند زمانیکه افراد قبل از آزمونحتی ذره‌ای رنگ قرمز مشاهدهکنند آنها این رنگ را با خطاهاو شکست‌ها ارتباط می‌دهند و در عوض در آزمون ضعیفعملمی‌کنند.

               

ایلیوت گفت،مشخصاًرنگ ارزش زیبایی دارد اما می‌تواند حاملمعنای ویژهای باشد و اطلاعات خاصی را انتقال دهد.

 

قهوهای

آدمهای قهوهای را بدون قسم خوردن می توان باوركرد، یعنی حرفشان سند است. اما طرفداران این رنگ معمولاً آواره اند(جالباست بدانیدکه رنگ موردعلاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوه ای بوده است). قهوه ایها یا یکبیماری جسمیجدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیر قابل حل است، پس این افراد ازنظر جسمی وروحی در خطرند.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگی، عاشق ومبارزه طلب،پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهراًنیرویشانتمام نشدنیاست، خوب مشت می زنند و کتک خورهای خوبی هم هستند. در مجموع و خلاصهاینکهبرونگرا هستند. قرمز باعث افزایش نبض و فشار خون می شود.


آبی:
آبیهاخلاقند و همیشه فکرهای تازه می کنند، مورداحترام،آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل می کنند. عاشقتنهایی،احساساتی وملایم اند. نماد ابدیت و عمق و کمال گرایی است. از ویژگیهای افراد آبیدوست صلح،مهربانی و هماهنگی است.(طرفداران آبی به خودشون نگیرند، همیشه و همه جااستثناهست). این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون می شود.

درسی از پر وانه


یک روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.  پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.هيچ اتفاقی نيفتاد!در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن،  راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم. من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.من دانايی خواستم و خدا به من مسايلی داد تا حل کنم.من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهيچه داد تا کار کنم من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.

من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايی برای محبت  داد.

« من به  هر چه که خواستم نرسيدم ...

اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»

دون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتوانی  بر تمام آنها غلبه کنی..

حجاب

در این دوره زمونه همه ازین که در عصر رسانه و تکنولوژی زندگی می کنند احساس رضایت و خرسندی دارند ولی مهم تراز به روز کردن وسایل ارتباط جمعی هماهنگ کردن رفتارمون و فرهنگ سازی در این رابطه است  ولی باید یادمون باشه همه  این پیشرفت ها دلیل برای فراموشی و زیر پا گذاشتن عقایدمون نمیشه در  هر دوره که باشیم هر فرد بالغی و رشد یافته عقاید مقدسی رو دار که سعی دار زندگی اطرافشو با اون هماهنگ کنه نه عقایدشو با زندگی واما در دهکده جهانی نظر جوان ایرانی در مورد حجاب و حیا  که از مهم ترین اصول دین چی می تونه باشه ......................................  از نظر شما حجا یعنی چی وچه جایگاهی و در جامعه امروزی دار؟؟

یا مهدی

 دوباره باز خواهم گشت
نمی دانم چه هنگام، از کدامین راه
ولی یکبار دیگر، باز خواهم گشت
و چشمان تو را، با نور خواهم شست
و از عرش خداوندی، شما را هدیه های تازه خواهم داد
به دستان برادر، دست خواهم داد
به زلف کودکان، گیلاس خواهم زد
نوازش های مادر را، دوباره زنده خواهم کرد
زن همسایه را، نور و هوا و آفتابی تازه خواهم داد
به ننوی یتیمان، من تکان از عرش خواهم داد
به لب های فرو بسته، امید خنده خواهم داد
به دیوار حریم عشق، یکبار دگر، من تکیه خواهم زد
به گندم، من حدیث نو شکفتن، یاد خواهم داد
به شمع روشن محفل، رموز همنشینی با پر پروانه را، من یاد خواهم داد
گل نرگس به دشت مهربانی، هدیه خواهم برد
کمرهای خمیده از شقاوت، راست خواهم کرد
برای فهم زیبایی، دوباره واژه خواهم ساخت
دوباره مزه لبخند را، من بر لبان خشک خواهم راند
نگاه مهربانانه، امید گرمی خانه
رسوم عشق ورزی را، دوباره زنده خواهم کرد
برای قفل لب هاتان، برای فتح دل هاتان، کلید تازه خواهم داد
برای سر نهادن، تا سحر بگریستن، آنک هزاران شانه خواهم داد
ز رخسار پدر، من شرمساری را
ز چشم مادران، من اشک و زاری را
تباهی را، تباهی را، تباهی را، دوایی تازه خواهم داد
برادر با برادر، صلح خواهم داد
به خواهر، مهربانی، یاد خواهم داد
به مردم بانگ خواهم زد:
هلا ای عاشقان خسته نومید، به پیش آرید دفترهای مشق زندگانی را
که من سر مشق های تازه خواهم داد
برای صبح فردا، مشقتان این است
هزاران بار بنویسید، آزادی، محبت، عشق
و یکصد بار بنویسید، انسان بنده حق است
و بنویسید، رنگ آسمان آبی است
سیاهی ها ز دفترهای قلب خویش برگیرید
کنون با خط خوش، زیبا
در اوراق سفید قلبتان این جمله را صد باره بنویسید
خدا نور است، زیبایی است
خدا آزادگی را دوست می دارد
و می خواهد که بند هر اسارت را
ز فکر و روح و دست و پای، برگیرید
و مشق عشق، خواهم داد
و آغوش محبت، باز خواهم کرد
و مادر را دوباره از سرای سالمندان، من به سوی خانه خواهم برد
و پیران را دوباره، گوهر هر خانه خواهم کرد
پدرها را، نوازش های کودک، یاد خواهم داد
به دست کودکان، نان و پنیر و عشق، خواهم داد
دوباره با سعادت بندگی کردن
خدایی زندگی کردن
سروشی تازه خواهم داد
به نام عشق و زیبایی، دوباره خطبه خواهم خواند
و عزت را، دوباره زنده خواهم کرد
به انسان یاد خواهم داد
بهایش را، قرار با خدایش را
به باران بارش رحمت
به دریا زایش گوهر
به تن ها، شوق آزادی
به اندیشه، رهایی
یاد خواهم داد
به باغ خشک و بی حاصل
هزاران بوته ی بابونه خواهم داد
به نجوای شبانگاهان، دو صد لبیک
به باغ زرد پاییزی، قبای سبز
به رود ساکت و خاموش، خروش تازه خواهم داد
و هر چه رسم بد عهدی
ز پهنای زمین برچیده خواهم کرد
نمی گویم چه هنگام، از کدامین راه
لیکن باز خواهم گشت
به ابر آسمان، باران
به باران، شوق باریدن
به بارش، شوق رویاندن
به رویش، باور گندم
به گندم، حسرت سفره
به سفره، شرم نان آور
به نان آور، طلوع صبح صادق را
خدا را، یاد خواهم داد
به حکام زمان عشق به مردم را
به مردم باور خود را
به عالم شمع دینداری
به دینداران، سلوک عشق ورزی، یاد خواهم داد
برای هفت سین عیدتان، آری
سحرگاهان، سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی، هدیه خواهم کرد
به محنت پیشه گان، امید
به پر بشکستگان، پرواز
به ره گم کردگان، مشعل
به حق گم کردگان، میزان
به تنها ماندگان، یاران
به غرقه گشته گان، یزدان
به یلدا روزگاران، من بهاران
هدیه خواهم داد
نمی دانم کدامین روز آدینه
ولی با تو صبور منتظر، آهسته می گویم
سرای عشق را یکبار دیگر، آب و جارو کن
منم "مهدی"
دوباره باز خواهم گشت

 

نزدیک ترین همسایه

مرد نجوا كنان گفت:“اي خداوند  و اي روح  بزرگ !  با من حرف بزن “و چكاوكي با صداي قشنگي خواند ولی مرد نشنید.  سپس مرد دوباره فرياد زد :“با من حرف بزن “و برقي در آسمان جهيد  و صداي رعد در آسمان طنين افكند ; اما مرد باز هم نشنيد.مرد نگاهي به اطراف انداخت و گفت :“اي خالق توانا. پس حداقل بگذار تا من تو را ببينم “و ستاره اي به روشني درخشيد;اما مرد فقط رو به آسمان فرياد زد:  پروردگارا به من معجزه اي نشان بده “و كودكي متولد شد و زندگي تازه اي آغاز گرديد ; اما مرد متوجه نشد و با نا اميدي ناله كرد :“خدايا مرا به شكلي لمس كن و بگذار تا بدانم اينجا حضور داري  و آنگاه خداوند بلند مرتبه دست خود را از آسمان بر روي زمين دراز كرد و مرد رالمس كرد ;اما مرد با حركت دست ،  پروانه را دور كرد و قدم زنان رفت ...و خدايي كه در اين نزديكي است لاي اين شب بو ها ،پاي آن كاج بلند

 

چند خطی از زندگی با گابریل گارسیا مارکز:

 

  دوستت دارم ولی نه بخاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که در من در هنگام با تو بودن پیدا کردم.

دوست واقعی کسی است که دست های تو را نگیرد ولی قلبت را لمس کند.

شاید خدا خواسته باشد که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را به این ترتیب وقتی اورا یافتی بهتر می توانی شکرگزارباشی .

به چیزی که گذشت غم مخوروبه آنچه پس از آن آمد لبخندبزن.

نجوای شبانه

خدایا

 اندیشه و احساسم را در سطحی پایین نیاور که زرنگی های  پست ادم های اندک را متوجه شوم چه دوستر میدارم که بزرگواری گول خور باشم تا همچون آنان کوچکواری گل زن..........

در استانه اینده

فرزندان با ماهستند ولی برای مانیستند بازمان ماهستند ولی برای زمان مانیستند آنها متعلق به خودشان و اینده خودشانند ما مالک فرزندان خود نیستیم  ما از روح و روان آن ها برای رشد و تعالی بیشتر مراقبت می کنیم  فرزندان ما دست پرورده واهلی شده ما نیستند  آن ها باید موجوداتی مستقل وخود کفا تربیت شوند.  عشق خود را بر آن ها نثار کنید ولی اندیشه هایتان را برای خودتان نگهدارید زیرا آن هانیز برای خود اندیشه ای دیگر است  جسم آن هارادر خانه خود مسکن دهید  ولی روح آن هادر خانه فردا زیست خواهد کرد  که شما حتی در رویا ها نمی توانید به دیدار ان بروید  ممکن است که تلاش کنید مانند آن ها شوید ولی نکوشید که آن هارا مانند خود ارر بیاورید زیرا زمان به عقب برنخواهد گشت.و با دیروز درنگ نخواهد کرد شما کسانی هستید که از حله آن فرزندانتان همچون تیر های جاندار به آینده  پرتاب می شوند  کماندار نشانه را در بی نهایت می بیند و باقوت شمارا خم می کند تا تیرهایش باشتاب به دور دست پرواز کند  بگذارید فشار این خم شدن با شادمانی همراه باشد زیرا کماندار همچنان که تیرهای پر شتاب را دوست دارد  ثبات واستحکام کمان برای او نیز عزیز است.

شما کدامید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دکترعلی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است

1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند.
عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی وا گذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرمآهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

 

تفسیر زندگی

زندگی بیشتر سوختن است،درس آموختن است ،زندگی نیست جز حرف محبت به کسی ورنه هر خارو خسی زندگی کرده بسی زندگی قانون است لب دریای خیال آویزان می توان آن را دید ونه بیش، روشن اما به اندازه خویش زندگی نیمه راهیست که ز سرمنزل مقصود خبرمی آورد. گاه هشدار است گر مسافر راهش بیداراست  زندگی تجربه به تلخ فروان دارد دوسه تا کوچه وپس کوچه و به اندازه یک عمر بیابان دارد  زندگی زندانی است که بیشتر از زندانی زندان بان دارد   زندگی دین بزرگی است که برگردن ماست